تبليغاتX
سلامتکده - آی سی یو در آشپزخانه

سلامتکده - آی سی یو در آشپزخانه
غذا و قضا!
Loading

دهانشویه

نمک دریا

صابون قهوه ای

قاشق برنجی

دیگ مسی

هرکاره (دیگ سنگی)

روغن زیتون

عسل

 

[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ <-Ahoo-> ] [ سلامت ]

جهت دریافت پیامکهای مربوط به اقلام رسیده، جدید و ... یک پیامک با عنوان " محصولات" به شماره

  30008910888888

ارسال نمایید.

[ پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390 ] [ <-Ahoo-> ] [ سلامت ]
عسل شمال به قیمت 9000 و 10000 تومان

[ شنبه چهاردهم خرداد 1390 ] [ <-Ahoo-> ] [ سلامت ]

 
خانمهایی كه دچار جوش سر سیاه در صورت هستند:
دو قاشق غذاخوری آرد جو الك شده + یك مقدار آب
خمیر نسبتا شل تهیه می كنیم صورت را با صابون بادام می شوییم وقتی شد. 10 تا 15 دقیقه این خمیر روی صورت بصورت ماسك شده بماند و قبل ازخشک  شدن باید بشویند.

عفونت ادراری و مجاری ادرار در خانمها:
روزی دو یا سه لیوان شربت عسل بخورید. نبات و قند و شكر نخورید و روزی دو بار مجرای ادرار را شستشو دهید.
خانمهایی كه دچار ناراحتی زنانه هستند. از اسفرزه یا قدومه شیرازی استفاده كنند.

خانمهایی كه طبع سرد دارند و رحم آنها یخ كرده از شدت سرما دچار دل درد می شوند. دانه خربزه را آسیاب كرده سپس الك كرده و یك قاشق در یك لیوان آب همراه با مقداری عسل حل كرده میل كنند ناراحتی از بین می رود.

خانمهایی كه در دوران پریود در ناحیه زیر شكم دچار درد می شوند. بهترین دارو خوردن مغز تخم خربزه است.



ادامه مطلب
[ سه شنبه دوازدهم مهر 1390 ] [ <-Ahoo-> ] [ سلامت ]
حسين روازاده در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در اصفهان با بيان اينكه اطلاع رساني و آگاهي دادن نخستين گامي است كه براي طب سنتي صورت گرفته است، اظهار داشت: با اقداماتي كه در چند سال گذشته صورت گرفته اين طب مجدد زنده شده و مردم در دور افتاده‌ترين مناطق كشور از طب سنتي صحبت و از آن استفاده مي‌كنند.
وي افزود: به طور مثال به دنبال آگاه شدن مردم از مزاياي استفاده از ظروف مسي براي طبخ غذا بازار كار مسگرهاي اصفهان كه روزي بي رونق بود دوباره پا گرفته است.
پدر احياي طب سنتي ايران تصريح كرد: با سر زدن به مطب‌هاي پزشكان طب سنتي و مشاهده صف‌هاي طولاني مردم و بيماران متوجه اقبال عمومي مردم به اعتقاد و استفاده از اين طب مي‌بريم .

* وجود 100 هزار عطاري در برابر 12 هزار داروخانه در كشور
وي بيان داشت: طب سنتي كه در يك دهه گذشته بدون متولي رو به افول رفته بود در حال حاضر با ايجاد هزاران عطاري در اقصي نقاط كشور روبه‌رو است، به گونه‌اي كه در حال حاضر حدود 100 هزار مغازه عطاري در كشور وجود دارد.
 
ادامه مطلب
[ سه شنبه دوازدهم مهر 1390 ] [ <-Ahoo-> ] [ سلامت ]
.
[ سه شنبه دوازدهم مهر 1390 ] [ <-Ahoo-> ] [ سلامت ]

روانپزشکان سال‌ ها است اين ماجرا را دريافته ‌اند و حتي معتقدند: برخي ازانواع افسردگي مثل افسردگي فصلي در فصل‌ هاي پاييز و زمستان به دليل کاهش نور دريافتي بدن و در پي آن کاهش هورمون ملاتونين مغز رخ مي‌ دهند

بر همين اساس هم آن ها شيوه نور درماني را براي درمان اين گروه از بيماران ابداع کرده‌ اند.

با افزايش جمعيت و زندگي در آپارتمانها طبعا برخورداري از نور آفتاب نسبت به زندگي در خانه هاي حياط دار سابق كاهش يافته است.

ساکنان اين قبيل منازل، خانه را محيطي مناسب براي گذراندن اوقات فراغت نمي ‌دانند و از محيط خانه دلزده مي ‌شوند و تغيير در روحياتشان در کنار عوامل ديگري مثل فقر، نبود امکانات تفريحي در محيط زندگي، عدم بازدارندگي قوانين، تربيت نادرست و ناتواني در کنترل نفس باعث مي ‌شود حتي ممكن است براي تفريح به جرايمي خشن دست بزنند.

 
ادامه مطلب
[ دوشنبه یازدهم مهر 1390 ] [ <-Ahoo-> ] [ سلامت ]

تماشای چهره پدر و مادر گرمابخش و اعتدال انگیز است , اگر چنانچه پدر و مادری مومن باشند انرژی زا و افزایش دهنده ی گرمای تن و روان و روشنی بخش چشم فرزندان است .

همانطور که در احادیث وارد شده است که: تماشای چهره پدر و مادر عبادت است .

تماشای چهره ی انسان های مومن گرمابخش است .

روءیت انسان های ناسپاس , کینه ورز , پلید , سردی زا و یاس آفرین است .

تماشای چهره های زشت نیز سودا زاست و موجب بروز عصبانیت می شود . از دیدگاه تربیتی اسلام نباید برای طفل دایه زشت انتخاب کرد .

تماشای صفحات آکنده از حروف آسمانی گرم است که موجب افزایش نور بینایی می شود .

تماشای صفحات قرآن مجید گرمابخش است .

مطالعه نامه مجبت انگیز و مهر افزا گرمابخش است .

دیدار صحنه های نفرت انگیز , ظلم , جنایت سردی بخش است .

تماشای صحنه های جنسی انسانی و حیوانی سودا زاست , گرم اول و سرد آخر است . یعنی در بدو امر موجب گرمی و تحریک می شود و سپس سردی می آورد , از این رو موجب سستی پایدار در جسم وروان می شود .

 
ادامه مطلب
[ دوشنبه یازدهم مهر 1390 ] [ <-Ahoo-> ] [ سلامت ]
حكما طب را اینگونه تعریف كرده اند که"طب صناعتی است كه بدنهای مردم عنایت دارد و به آن سلامتی وصحت می بخشد " آنگاه توسط این صناعت یا فن بیماریهای مردم را تشخیص می داده اند وبر اساس مبانی ای كه بخشی از آن در ادامه ذكر خواهد شد به درمان مردم می پرداخته اند . طب سنتی بقدری غنی ودارای مطالب گوناگون وکتابهای فراوان است كه درست یادگرفتن آن به مطالعه تعداد زیادی كتاب وصرف زمان طولانی نیاز دارد آنچه در ذیل می آوریم فقط خلاصه ای فهرست وار جهت آشنایی کلی با این طب ومبانی آن است امید است مورد توجه قرار گیرد.


 
ادامه مطلب
[ دوشنبه یازدهم مهر 1390 ] [ <-Ahoo-> ] [ سلامت ]
بگذارید این بحث را با ذکر 2 مثال بیان کنیم:

مثال اول : فرض کنید یک نفر طبع غالب دموی دارد و در اثر یک سانحه تصادف , عزیزی را از دست می دهد و در اثر غم و غصه ی زیاد سودا نیز به سراغش می آید , اگر بدانیم که احیانا مزاج دم , گرم وتر و مزاج سودا سرد و خشک است (یعنی درست برعکس یکدیگرند) , لذا گرمی طبع دم با سردی سودا و همچنین تری طبع گرم با خشکی سودا خنثی می شود , علی الظاهر باید فرد از حالت دم قبلی خارج گردیده و به اعتدال مزاج نزدیکتر گردیده باشد . در حالیکه اینطور نبوده و فرد , هم قسمتی از علائم طبع دم را بروز می دهد و هم قسمتی از علائم سودا را . ولی این بدان صورت است که در مجموع شخص در حالت عادی علامت واضحی ندارد لکن در صورت وجود استرس ها ی محیطی یا غذایی یا روحی , به تناسب حال , واکنش دموی یا سودایی از خود بروز خواهد داد.

مثلا یک فردی را در نظر بگیرید که قبلا خلط غالب دم داشته و به فرض شجاع بوده است و تصمیم گیر در کارها , ولی حالا به دلیل مخلوط شدن خون او با سودا به طور ناگهانی دچار ترس و استرس شده است و با کمال تعجب می بینید که شجاعتش را از دست داده و یا قدرت تصمیم گیری در کارهایش از او سلب شده است . (زندانی ها معمولا دچار همین مشکل می شوند) یعنی در آغاز اسارت ( بحران صفراوی) به هیچ حرفی اعتنا نمی کنند ولی پس از گذشت یکی دو سال یا بیشتر در زندان سودا بر انها چیره شده (بحران سوداوی) و خود به طور داوطلب همه چیز را لو می دهند.
و این بدان مفهوم است که دو خلط دم و سودا (با همه تضادی که با هم دارند) به طور موازی در خون فرد مورد مثال در حال گردش هستند و در شرایط مساعد هر یک از انها بطور جداگانه امکان بروز پیدا خواهند کرد و در مورد مثال بالا همین که فرد از زندان خارج شود و با دوستانش دوباره ارتباط برقرار پیدا کند و تحت شرایطی امکان دارد دوباره خلط گرم در او غلبه کند و مواضع او دوباره برگزدد و یک انسان سرخوش بر فرض قاچاقچی شود و... که در این مثال شخص گاهی می خندد و گاهی افسرده می شود.


مثال دوم : همان طور که می دانید طبع دم یعنی گرم وتر و صفرا یعنی گرم و خشک . اولی فردیست بذله گو , شوخ و غیر جدی و نا منظم در حالی که دومی بواسطه خشکی خلطی که در مغز و خونش دارد پرخاشگر , جدی و منظم است . فرض کنید در این مثال فردی بدوا دموی مزاج بوده , عمری شوخی کرده , شعر گفته و دیگران را خندانده , لیکن اخیرا صفرا نیز به خونش راه یافته و این خلط جدید به طور موازی در وجودش حضور پیدا کرده است یعنی شخص گاهی شوخی می کند ,بذله می گوید و در شرایطی دیگر شوخی از وجودش بیرون رفته و جدی و مقید می گردد و اطرافیان فکر می کنند که او به طور خواسته و دلخواه خودش را برای آنها به اصطلاح گرفته است و آنگاه او را تکفیر می کنند و این موضوع را به تمکن وی یا به دانش وی مرتبط می دانند مثلا می گویند فلانی از وقتی که ماشین آخرین سیستم خریده است خودش را برای ما می گیرد در حالی که شما می دانید او خودش را برای شما نگرفته است بلکه پیدایش خلط جدید در خون او این تغییر رفتار را به او دیکته می کند.
مثال سوم : در این مثال فردی را در نظر بگیرید که قبلا غلبه صفرا داشته و اخیرا سودا نیز پیدا کرده است یعنی اختلاط دو خلط خشک صفرا با سودا که اولی گرم و دومی سرد می باشد. انسان صفراوی مزاج , از روحیه ای جدی و منظم و پرخاشگر و عجول و... برخوردار است حال مدتی است که مزاج سوداوی نیز پیدا کرده است اتفاقا این طبع هم مثل قبلی منظم و جدی می باشد ولی پرخاشگری و تندخویی ندارد و به عبارت دیگر حالتی درونگرایی دارد و همه چیز را بدرون خود می ریزد . و حال این فرد تا دیروز به او نمی توانستید بگوئید بالای چشمانت ابروست ولی حالا کمی نرم تر شده است در این مثال نیز شخص گاه بسیار می خندد (مانیا) و گاه افسرده می گردد .
و....
حال شاید سوالی پیش بیاید مگر اختلاط دو طبع متضاد با هم خوب نیست ؟ مثلا آیا گرمی صفرا را سردی بلغم و خشکی صفرا را تری بلغم خنثی نمی کند؟ و در ان صورت می بایستی مریض از نظر خلط و مزاج حالتی متعادل پیدا کرده باشد ؟

پاسخ این است : خیر بلکه این دو خلط به صورت موازی در بدن افزایش پیدا کرده اند و معمولا در شرایط خاص و استرس های گوناگون فرصت بروز پیدا نموده و هر یک به سهم خویش و در وقت مقتضی , حالات روحی و جسمی مریض را تحت الشعاع خود قرار می دهند . هر چند که تا حدودی , مزاج های متضاد , همدیگر را خنثی می نمایند ولی در مجموع تئوری موازی بودن اخلاط متفاوت در خون به دیگر نظریات برتری دارد.

و در کل خون انسان از چهار خلط مجزا تشکیل شده که مقدار طبیعی هر یک از انها خوب و لازم است و مقادیر غیر طبیعی انها موجبات مرض در انسان می گردد . بعد از آن ارتباط طبع آدمی با نوع مزاج او , مزاج فصول سال , مزاج عناصر اربعه طبیعت و در نهایت تاثیر روح معنوی را در طبایع مختلف بحث کردیم همچنین گفتیم که ریشه اصلی طبع ژنتیکی و ارثی است لیکن می تواند اکتسابی هم باشد مثل مرد وفاداری که طبع دموی و خوب دارد ولی پس از مرگ همسرش آنقدر افسرده می شود که طبع جدید سودا پیدا نموده که گاها حتی طبع اصلی (یعنی ژنتیکی) او را تحت الشعاع قرار می دهد.
[ دوشنبه یازدهم مهر 1390 ] [ <-Ahoo-> ] [ سلامت ]
1- آذان الفار : مرزنجوش، چوهه کن 
2- آذر بوی(چوبک) : عرطنیثا، نوعی بخور مریم
3- آذریون : آذرگون، همیشه بهار، سورج مکی
4- آرغیس : پوست ریشه زرشک
5- آس : مورد، مرسین، ادهیره
6- آطریلال : قازیاغی، کاک چنگی
7- آفتاب گردان : حشیشةالعقرب، صامریوما
8- آلو : اجاص، برقوق
9- آلبالو : قراصیا، آلی بالی، کراسیا
10- آلبالو تلخ : محلب، نیوند مریم، پیوند مریم
11- آملج : آمله
12- آمله پرورده : آمله ایست که در شیر یا مربا پرورده شده باشد
13- آناغالس : مرزنجوش نبطی
14- آنجلیقا : آنژلیکا، سنبل هندی
15- آویشن : صعتر، آویشم، کهلی اوتی
16- آهک : کلس، اکسید کلسیم
17- آهک زنده : آهکی که به آن آب نرسیده باشد
18- آهک کشته : آهکی که به آن آب ریخته باشند،هیدرات کلسیم
19- آهن : حدید، لوهه
20- ابار : سرب، رصاص الاسود، بنک
21- ابقر : شوره، بارود، اشوش، چهاکهار، نیترات دو پتاس
22- ابرون : حی العالم، همیشه بهار
23- ابریسم : ابریشم
24- ابوخلساء : هوچووه، انخوسا، هوا جیوا اوتی، تن جوب، شنگار، حنا الغول
25- ابوقانس : غاسول رومی
26- ابهل : میوه سرو کوهی(اورس)، اوهیرو هوبیر
27- اپیکا : ایف کاکوانا، اپیه کاکوانا
28- اترج : ترنج، بخوره
29- اثل : طرفا، شورگز، جز، جهاو
30- اثلق : پنج انگشت، فلفل کوهی، سنبهالو، فنجنکشت
31- اثمد : سنگ سرمه، سرمه اصفهانی
32- اجاص : آلو
33- احریض : قرطم
34- اخثاء : سرگین
35- اذاراقی : نوآومیک، جوزالقی، کوچله، تیربدین
36-اذخر : کاه مکه، تبن مکه، گورگیا
37- ارجوان : ارغوان
38- ارز : برنج، حاپول
39- ارزن : گاورس، جاورس، دخن، باجرا
40- ازگیل : زعرور، گویچ یمیشان
41- اسارون : ناردین، سنبل بری، تکر
42- اسپرک : خزام بلیخه
43- اسپر غم بیابانی : برنوف، شابانگ، شاهبانگ
44- اسپغول : بزرقطونا، تخم اسفرزه، اسپرزه، بنکو، قارنی، باروق
45- اسپندان : خردل سفید، اسپند،اسفند، دشتی
46- استبرق : عشر
47- استوخودوس : استوقدوس، شاهسپرم رومی، حزامی، دهارو
48- اسراش : سریش خنثی، اشراس
49- اسفرزه : اسپغول
50- اسفاناخ : سوماخیوس
51- اسفنج : کف دریا، زبدالبحر، موابادل
52- اسقوردیون : سیر دشتی، موسیر، ثوم بری، علف هندی،بلبوس
53- اسقیل : عنصل، پیاز موش، پیاز دشتی، کاندی
54- اسود : اهلیلج
55- اشترک : اصطرک، میعه یابسه، لبنی
56- اشق : صمغ شتر غار، اوشه، وشج، کاندر
57- اشنان : حرض، اشنان گازران، چوبک، چووه، غاسول رک چوبک
58- اشنه : دواله، مسک القرود، دوالک، چریره
59- اشوس : شوره، ابقر، نیترات دوپطاس، بارود
60- اصابع السفر : انگشت زرد، هنس بدی
61- اصطرک : اشترک
62- اصفر : اهلیلج
63- اظفار الطیب : ناخن پریان، ناخن بویا، نکه
64- اغاریقون : غاریقون، قارچ چمن
65- افتیمون : زیره یاکمون رومی، کشوث، اکاس بیل
66- افربیون : فرفیون
67- افسنتین : مروه، خارا گوش، شتارو
68- افیون : تریاک، شیره خشخاش
69- اقاقیا : شیره درخت اقاقیا، صمغ قرظ، کیکو
70- اقحوان : بابونه چشم گاوی، بابونه سفید
71- اقط : کشک، قروت
72- اقلیمیا : جوش کوره، خلطی که از فلزات گداخته بدست می آید
73- اکت مکت : نوعی سنگ هندی است
74- اکلیل الملک : ناخنک، شاه افسر، برنک
75- اگر : وج، اگیر
76- آمله : املج
77- امبر باریس : زرشک
78- انار : رمان
79- انار دشتی : قلقل، بشام، مغاث
80- انتیمون : انتیموان
81- انجدان : انگدان، کوله پر، بالدرغان
82- انجدان رومی : سیسیالوس، کاشم، کوله پر، گلپر
83- انجره : گزنه، قریص، کجیت کن، اتنکن
84- انجیر : هنجیر، تین
85- انزروت : عنزروت، کنجده، کحل کرمانی
86- انفحه : پنیر مایه
87- انغوزه : حلتیت، حلتیت منتن، انگژه
88- انگور : عنب، اوزوم، ناکهه
89- انیسون : بادیان رومی، رندنی
90- انیسون بری : بادیان ختایی
91- اهلیلج : هلیله که انواع آن زرد، سیاه، ختایی و کابلی است
92- ایرسا : سوسن آسمانی، سوسن چینی
93- ایل : گوزن، بزکوهی، گاو کوهی
94- بابونج : بابونه
95- بادام تلخ : لوز المر
96- بادام شیرین : لوز الحلو، لوز
97- بادرنج : بادرنگ، بادرنجو، ترنجان
98- باد روج : تره خراسانی، ریحان کوهی، حوک
99- بادنجان : باذنجان، پیکن
100- بادیان : رازیانه، رازیانج
101- بادیان ختایی : انیسون بری
102- بادیان رومی : انیسون
103- بارهنگ : بارننگ، لسان الحمل
104- باسلیق : رال، سندروس
105- باسلیقون : زیره کرمانی، زیره دشتی
106- باقلای مصری : ترمس، باقلی، فول
107- بالنجو : بالنگو، نوعی ریحان
108- بالنگ : بالنج
109- بذر البنج : بنگ دانه، سیکران، خداعة الرجال
110- برگ بو : رند، غار
111- برنج : ارزن
112- برنجاسف : قیصوم، بومادران نر
113- برنج کابلی : برنک کابلی، بابرنگ
114- بسباسه : بسباس، بزباز(پوست جوز بویا)
115- بسپایک : بسفایج، کهنکالی
116- بستان افروز : بهار، عین البقر، کوکنی
117- بسد : مرجان، بیخ مرجان
118- بشام : بلسان
119- بصل : پیاز
120- بطیخ : خربزه
121- بطیخ المهندی : دابوغه، هندوانه
122- بطیخ الملیون : گرمک
123- بقس : شمشاد
124- بقلة الزهرا : خرفه(سبزی حضرت زهرا سلام الله علیها)رجله، فرفین
125- بقلة الیمانیه : بستان افروز سبز رنگ
126- بکتر : فلوس، خیار چنبر
127- بلادر : بهلاوه
128- بلاذر : قرص کمر، قرص الظهر
129- بلاط : سنگ مرمر
130- بلبوس : اسقوردیون
131- بلح : غوره خرما، خرمای نارس
132- بلوط : مازو
133- بلیلج : بلیله، بهره
134- بن : درخت قهوه، رک قهوه
135- بندق : فندق
136- بنفسج : بنفشه معطر، بنفشه
137- بورق : بوره، تنکار، نطرون
138- بوزیدان : مستعجله، لوکری
139- بومادران : برنجاسف
140- به : سفرجل، حیوا
141- بهار نارنج : نارنج
142- بهمن : دو جور است، سرخ و سفید
143- بید : صعصاف
144- بید انجیر : کرچک، خروع، کنتون، آریند
145- بید انجیر ختایی : بید انجیر هندی، کرچک ختایی
146- بید مشک : خلاف البلخی
147- بیض : تخم مرغ
148- پسته : فستق
149- پنیرک : ختمی خبازی، خبازی، نان کلاغ
150- پنیر مایه : انفحه
151- پودنه : پونه، پودنج، حماحم، حبق
152- پونه کوهی : مشک طرامشیع
153- پیچک : نوعی لبلاب، عشقه
154- تاتوره : جوزماثل، تاتوله، جوزرق
155- تاجریزی سیاه : روپاس، انگور توره
156- تباشیر : طباشیر، تواشیر(ماده ایست که از نوعی نی ترشح میشود)
157- تباشیر فرنگی : سنگ مرمر ساییده
158- تبغ : تنباکو، توتون
159- تبن : کاه
160- تبن مکی : اذخر
161- ترشک : حماض، ترشه
162- ترمس : باقلای شامی، باقلای مصری
163- ترنجبین : شبنمی است که بر روی خارشتر مینشیند
164- تره : گندنا، کراث
165- ترتیزک : جرجیر، شاهی
166- تفاح : سیب درختی
167- تمر : خرما، کهجور
168- تمشک : علیق، توت سه گل، کورتیکان، تموش
169- توبال : ذرات مس سوخته که از مس گداخته جدا میشود
170- توت : فرصاد
171- تیواج : پوست زبان گنجشک
172- ثعلب : بوزیدان
173- ثفل : ته نشین، جرم چیزی که آبش گرفته شده
174- ثوم : سیر بستانی
175- جاکسو : تخم قدومه یا تودری
176- جبن : پنیر
177- جدوار : نوعی زرنباد، زرمبه، زنجبیل بیابانی
178- جزر : هویج، کاجر
179- جزر البری : هویج صحرایی، شقاقل
180- جعده : مریم نخودی، کلپوره
181- جفت الفستق : پوست روی پسته
182- جلجلان : گشنیز، کزبره
183- جلغوزه : میوه صنوبر
184- جلنار : گل انار فارسی، گل انار نر
185- جند بیدستر : غده ای در بدن سگ آبی
186- جو : شعیر
187- جوز : گردو، اخروت
188- جوز بویا : جوز الطیب
189- جوزق : پوست غوزه پنبه، جوزه
190- جیوه : زیبق، سیماب
191- جیوه کشته : جیوه ایست که با ماده دیگری آنقدر ساییده شود تا مضمحل شود
192- چای سبز : چای ختایی
193- چغندر : سلق
194- حب الملوک : دانه های کرچک هندی یا ختایی
195- حزا : نوعی از سداب
196- حزنبل : نوعی بهمن
197- حسن لبه : حصی لبان
198- حل : کنجد، سمسم
199- حلبه : شنبلیله، شنبلید
200- حماض : ترشک
201- حنطه : گندم،کیهون
202- حنظل : هندوانه ابوجهل، کبست
203- خارشتر : گیاه ترنجبین
204- خبازی : پنیرک
205- خبث الحدید : زنگ آهن، اکسید آهن
206- خبه : خاکشیر
207- خربزه : بطیخ
208- خربق سیاه : کندش
209- خردل سفید : اسفند دشتی، رشاد
210- خردل سیاه : خردل خوراکی معروف
211- خرفه : بقلة الزهرا
212- خرما : تمر
213- خروع : بید انجیر
214- خزامی : شب بو، خیری
215- خس : کاهو، خاس
216- خشخاش : این گیاه چند نوع دارد از آنجمله سفید و سیاه است
217- خشخاش بحری : مامیتا، مامیثا
218- خل : سرکه
219- خلاف البلخی : بید مشک
220- خمر : شراب
221- خوخ : شفتالو، هلو
222- خولنجان : خسرو دارو
223- خون سیاوشان : دم الاخوین
224- خیار چنبر : فلوس
225- دارچین ختایی : سلیخه
226- دار فلفل : فلفل دراز، پیپل
227- درمنه : شیح، شیح ارمنی
228- درونج : درونک، درونه
229- دلب : چنار، صنار
230- دم الاخوین : خون سیاوشان
231- دند : بید انجیر ختایی
232- دوالک : اشنه
233- دود القز : کرم ابریشم
234- دوقو : تخم شقاقل
235- دهن : روغن
236- ذباب : مگس
237- رازیانج : رازیانه
238- رازیانه بیابانی : بادیان دشتیپ
239- رازیانه رومی : انیسون
240- راسن : زنجبیل شامی
241- رال : باسلیقون، رال هندی(نوعی صمغ)
242- راوند : ریوند، ریشه ریواس
243- رجله : خرفه
244- رمان : انار
245- روبیان : ماهی روبیان، اربیان، میگو
246- روپاس : تاجریزی سیاه
247- روس : سماق
248- روغن : دهن
249- ریباس : راوند
250- زبان گنجشک : لسان العصافیر، مرغ زبانک
251- زبد : کره، مسکه
252- زبیب : مویز
253- زجمول : کشوث
254- زرآوند مدهرج : زرآوند ماده
255- زردچوبه : عروق الصفر
256- زرنباد : جدوار
257- زفت : صمغ صنوبر
258- زنجبیل : سونتهه
259- زنجفر : زنجرف، شنجرف، شنگرف
260- زنیان : هاضوم، اژغون، خردانه
261- زیره سفید : زیره سبز، زیره رومی
262- زیره دشتی : زیره سیاه، زیره کرمانی، باسلیقون
263- زیره نبطی : زیره سبز
264- ساذج هندی : تیزپات
265- سپستان : سبستان، لسوره
266- سداب : دو نوع است: بری و بستانی
267- سرنج : سلیقون
268- سرو کوهی : ابهل
269- سقز : بنه
270- سقمونیا : محموده
271- سکنجبین : مخلوطی از سرکه و شکر است
272- سعد : سعد کوفی
273- سلیخه : دارچین ختایی
274- سلیقون : سرنج
275- سنبل : ناردین
276- سنبل الطیب : علف گربه، والریان
277- سنبل هندی : آنژلیکا
278- سنجد : غبیرا
279- سندروس : صمغ سندروس، کهربا
280- سنگ سرمه : اثمد
281- سورنجان : بربری
282- سوس : شیرین بیان، ملتهی، متکی
283- سوسن : یاسمین
284- سوسن آسمانی : ایرسا
285- سیاهدانه : حبة السودا
286- سیب : تفاح
287- سیر : ثوم
288- شاهتره : شاهترج، شیطره
289- شاهدانه : شاهدانج، قنب
290- شاهی : ترتیزک
291- شبت : شوید
292- شب یمانی : زاج سفید
293- شراب : در زبان عربی بمعنی نوشیدنی و اصطلاحا بمعنی شربت است
294- شعیر : جو
295- شفتالو : خوخ
296- شکر تیغال : مان گیاه، تیهال
297- شلجم : شلغم، لفت
298- شمشاد : بقس
299- شنبلیله : حلبه
300- شونیز : سیاه دانه
301-شوید : شبت
302- شیتره : شاهتره
303- شیح : درمنه
304- شیر : لبن
305- شیرین بیان : سوس
306- صبر زرد : ایلیا
307- صبر سقوطری : صبری است که در جزیره سقوطر هند بدست آمده است
308- صعتر : آویشن، اویشم، کلکلیک، ساتر
309- صفصاف : بید
310- صندل : نوعی چوب که که سفید،زرد یا سرخ است
311- عدس : مرجومک، مسور
312- عقاب : نوشادر
313- عفص : مازو، مازو پهل
314- علیق : تمشک
315- عنب : انگور
316- عنب الثعلب : تاجریزی سیاه
317- عنبر : ماده خوشبویی است که از نوعی نهنگ بدست می آید
318- عنزروت : انزروت
319- عنصل : اسقیل
320- غبیرا : سنجد
321- فجل : ترب
322- فرصاد : توت
323- فستق : پسته
324- قارچ : فطر
325- قارچ چمن : غاریقون
326- قازیاغی : اطریلال
327- قاقله کبار : هل باد
328- قداح : بهارنارنج
329- قدومه : تودری
330- قردمانا : کراویه، زیره دشتی
331- قرص الظهر : بلادر
332- قرصعنه : شقاقل
333- قرص کمر : بلاذر
334- قرنفل : میخک
335- قطن : پنبه
336- قطونا : اسفرزه
337- قلقطار : زاج زرد
338- قلومس : تنباکو
339- قیصوم : بومادران
340- کاسنی : هندبا
341- کاشم : انجدان رومی
342- کاکنج : عروس پشت پرده
346- کتیرا : کثیرا
347- کدو : قرع
348- کرچک : بید انجیر
349- کراویه : زیره سبز، زیره رومی
350- کراویه دشتی : زیره سیاه، زیره کرمانی
351- کزبزه : گشنیز، جلجلان
352- کف دریا : زبد البحر
353- کلپوره : جعده
354- کمون : زیره
355- کنجد : سمسم
356- کنجده : انزروت
357- کوله پر : انجدان رومی
358- کهربا : صمغ فسیل شده نوعی کاج
359- گز : اثل
360- گزنه : انجره
361- گل ارمنی : نوعی از خاک ارمنستان
362- گل عنبر بو : جعده
363- لاک : لک، نوعی صمغ است که در هند بدست می آید که برای لاک کردن و مهر نمودن و نیزدر رنگرزی از آن استفاده مینموده اند
364- لبان : کندر
365- لسان البقر : زبان گاو
366- مارچوبه : هلیوم، هلیون، مارگیا
367- مازو : عفص
368- مامیثا : خشخاش بحری
369- ماهی روبیان : میگو
370- محموده : سقمونیا
371 - مخلصه : گل کتانی
372- مرزنجوش : مرزنگوش، سرمق، دوما
373- مریم نخودی : جعده
374- مشک : ماده معطری که از پوست شکم آهوی ختن بدست می آید
375- مشک طرامشیع : پونه کوهی
376- مصطکی : علک رومی
377- مقل : نوعی صمغ است
378- ملح : نمک
379- مورد : آس
380- مویز : زبیب
381- میخک : قرنفل
382- نعناع : نعنع
383- نوشادر : کلرور آمونیم
384- نیلوفر : نیلو پهل
385- وج : اگر
386- وسمه : کتم(به آن رنگ ریش هم گفته میشود)
387- هل باد : هل کبار، قاقله کبار
388- هلیله : اهلیلج
389- هلیمو : ریشه ترشک صحرایی
390- همیشه بهار : ابرون
391- هندبا : کاسنی
392- هندوانه : بطیخ الهندی
393- هندوانه ابوجهل : حنظل
394- هویج : جزر
395- هویج صحرایی : شقاقل
396- یاقوت : از سنگهای قیمتی است
397- یبروج : مهرگیاه
398- یتوع : نام عمومی گیاهانیکه با شکستن شاخه آنها شیرابه ای خارج میشود
399- یسر : چوبی است سیاه رنگ، چوب بان
400- یمسو : شوره
[ دوشنبه یازدهم مهر 1390 ] [ <-Ahoo-> ] [ سلامت ]
ین روزها هرچه موی آقایان ژولیده‌تر می‌شود، کفش خانم‌ها نوک تیزتر می شود. وقتی علتش را جویا می‌شوی همه تقصیرها گردن واژه‌ای می‌افتد به نام مد. البته کفش آقایان هم دست‌کمی از کفش خانم‌ها ندارد و رفته‌رفته شبیه منقار پرندگان می‌شود. گویا این مد است که باید شیوه لباس پوشیدن مردان و زنان را تعیین کند. 
اما از بد ماجرا طراحان مد اصلا به فکر سلامت مصرف‌کنندگان نیستند و این مصرف‌کننده است که باید تاوان مدهای ناسالم را بپردازد.
● کفش‌های نوک باریک
به هر دلیل این روزها درمیان خانم‌ها ونیز آقایان، پوشیدن کفش‌هایی که نوک باریک دارند، مد شده است. کفش هایی که در کوچه و خیابان پای خیلی‌ها می‌بینی اولین چیزی که به خاطر می‌آ‌ورد این است که پای بیچاره این همه فشار را چگونه تحمل می‌کند؟
استدلال برخی افرادی که از این‌گونه کفش‌ها استفاده می‌کنند این است که پس این همه آدم چگونه این کفش ها را می پوشند و بیمار نمی‌شوند در حالی که اگر از خود این افراد بپرسید خاطرات تلخ زیادی برای گفتن دارند.
مثلا یکی از این خاطرات چنین است:< تازه از این کفش‌های نوک باریک مد شده بود. من هم رفتم و یکی از آنها را خریدم و تمام روز پوشیدم و پز دادم. فردای آن روز وقتی خواستم دوباره کفشم را بپوشم، متوجه درد شدیدی در شستم شدم.اول خیلی به آن اعتنا نکردم، ولی دیدم قابل تحمل نیست. انگشتم را که نگاه کردم دیدم قرمز شده و مجبور شدم با دمپایی بروم دکتر. دکتر گفت ناخنت داخل گوشت انگشت فرو رفته و بایدآن را بیرون بیاورم.
فرو رفتن ناخن به داخل گوشت، یکی از عوارض پوشیدن کفش‌های تنگ و نوک باریک و ضایعه شایعی است که بیشتر برای شست پا پیش می‌آید. در این بیماری به دلیل فشار فیزیکی، معمولا بافت حاشیه ناخن شست پا به سمت ناخن فشرده می‌شود و در نهایت ناخن به داخل بافت کناری فرو می‌رود. این عارضه معمولا دردناک است و کم کم عفونت هم به آن اضافه می‌شود. برای پیشگیری از این عارضه باید ناخن‌ها را به طرز درستی کوتاه کرد و کفش تنگ و نوک باریک نپوشید.
فرو رفتن ناخن به گوشت تنها عارضه دردناک کفش‌های نوک باریک نیست و بسیاری از کسانی که به پوشیدن این کفش‌های خطرناک عادت دارند، دچار عارضه‌ای می‌شوند که به مراتب پر دردسرتر از قبلی است.
این عارضه که در واقع انحراف دائمی انگشت شست پا به سمت انگشت دوم است <هالوس والگوس> نام دارد. گفته می‌شود، اصلا شیوع این بیماری با ظهور کفش در جوامع بشری آغاز شده است.
نتایج مطالعات دانشمندان عربستان سعودی حاکی است، هیچ هالوس والگوسی در میان زنان وجود ندارد که بر اثر پوشیدن کفش نوک باریک ایجاد نشده باشد. به عبارتی صددرصد زنان دچار این بیماری در این کشور کفش‌های نوک باریک می‌پوشند.
البته شاید بگویید مگر چند نفر از کسانی که کفش نوک باریک می‌پوشند، دچار هالوس والگوس می‌شوند که این همه در باره آن سر و صدا به پا شده است؟
در پاسخ به این سوال دکتر عبدالوهاب، استاد دانشگاه ملک سعود ریاض، می‌گوید: <حدود ۸۱ درصد کسانی که مدت‌ طولانی کفش‌نوک باریک می‌پوشند، درنهایت دچار هالوس والگوس می‌شوند.>
غیر از دو عارضه فوق، کفش‌های نوک باریک عوارض متعدد دیگری نیز به همراه دارند که از آن میان می‌توان به پینه، میخچه و کج شدن و خمیدگی انگشتان اشاره کرد. در‌نهایت می‌توان به جرات گفت پوشیدن کفش‌های نوک باریک، صرف‌نظر از مد بودنشان اصلا به صلاح پاهای شما نیست.
● کفش‌های پاشنه بلند
پوشیدن کفش پاشنه بلند برای بسیاری از دختر بچه‌ها یک آرزوست. البته بیشتر صدای پاشنه این کفش‌هاست که دختر بچه‌ها را شیفته خود می‌کند اما در بزرگسالی این آرزو گاه به مد‌تبدیل می‌شود که اغلب دردسرساز است.
خانم ۳۳ ساله ای که دچار یکی از این دردسرها شده بود، مدتی کفش پاشنه بلند ‌پوشیده واستخوان پای راستش بر اثر پیچ خوردن مچ پا شکسته بود. طول پاشنه کفشی که دیگر نمی‌توانست با آن راه برود،۱۰ سانتی‌متر بود.
خودش می‌گفت:‌( همش به خاطر این کفش‌های پاشنه بلنده! نمی‌دونم چی شد که پام پیچ خورد و خوردم زمین. ) ولی گویا لذت پوشیدن این کفش های پاشنه بلند بیشتر از درد شکستگی استخوان است. چون وقتی همین خانم ۶ هفته بعد برای باز کردن گچ پایش آمد، می‌گفت: ( بازم دلم می‌خواد کفش پاشنه بلند بپوشم، چون به من احساس اعتماد به نفس میده و قدم رو بلندتر می کنه)!
شاید بعضی خانم‌ها گمان کنند، زمین نخوردن با پاشنه ۱۰ سانتی‌متری عرضه می‌خواهد که لابد این خانم ۳۳ ساله نداشته است.
اما پیچ خوردگی و شکستگی مچ پا تنها عارضه کفش‌های پاشنه بلند نیست. بلکه حتی اگر تمام عمر روی پاشنه ۱۰ یا ۱۵ سانتی‌متر راه بروید و زمین هم نخورید، سایر عوارض آن شما را گرفتار می کند.
یکی از این عوارض کوتاه شدن طول عضلات پشت ساق پاست. یعنی اگر خانمی بیش از ۶ ماه به طور مداوم کفش پاشنه بلند بپوشد، طول عضلات پشت ساق پایش کوتاه می‌شود.
نتیجه این عارضه کج و کوله شدن پا و کوتاه شدن قد نیست که برخی پاشنه بلند پوش‌ها بگویند، عضلات پای ما که کوتاه نشد.
بلکه محصول این پدیده از بین رفتن قوس کف پاست. البته معمولا خود فرد متوجه کف پای صافش نمی‌شود، ولی حتما کمر دردهای ناشی از آن آزارش خواهد داد .
یکی دیگر از عوارض کفش پاشنه بلند، فشار بیشتر به زانوهاست. بر اساس نتایج تحقیقات دانشمندان دانشگاه هاروارد، کفش‌های دارای پاشنه بلند و پهن، ۲۶ درصد میزان فشار روی زانوی فرد را افزایش می‌دهند.
همچنین کفش‌های با پاشنه بلند و نازک، ۲۲ درصد فشار روی زانو را افزایش می‌دهند. از طرفی سلامت غضروف بین استخوان های مفصل زانو، به مایع مفصلی زانو بستگی دارد. چرا که تغذیه این غضروف از طریق همین مایع صورت می‌گیرد.
وقتی فشار روی مفصل زیاد شود، هم غضروف فشار بیشتری را تحمل می‌کند و هم تغذیه آن از مایع مفصلی دچار اشکال می‌شود، به مرور زمان این پدیده باعث بروز آرتروز مفصل زانو می شود.
● لباس‌های تنگ
در گذر زمان و با تغییر نسل‌ها، گویا یک پدیده اجتناب‌ناپذیر است و آن کوچک شدن همه چیز است. خانه‌های نقلی، ماشین‌های کوچک، شلوارهای کوتاه و تنگ، مانتوهای چسبان و پیراهن‌های تنگ. این موارد آخر در ذهن تداعی می‌کند که خیاط همیشه پارچه کم می‌آورد.
اما این لباس‌های تنگ اگر محصول جبر زمانه نباشند حاصل مد که هستند. اما این مد همبرای سلامت خطرناک است. شایع‌ترین خطر و عارضه لباس تنگ چیزی است که شاید بسیاری تجربه کرده باشند، ولی به روی خود نیاورند یا ندانند که علت آن چه بوده است.
لباس تنگ عروق پوست را تحت تاثیر قرار داده و در قسمت‌هایی مانع‌ ‌گردش صحیح خون می‌شود به خصوص اگر تنگی لباس‌ ‌در ناحیه لگن،‌ ‌زانو، سینه و حلقه آستین ها باشد.
همین اختلال جریان خون باعث همان عارضه شایع لباس های تنگ می‌شود، یعنی کوفتکی و خستگی. البته گاهی این تنگی به حدی زیاد می‌شود که قسمت‌هایی از پوست کبود می شود. یکی دیگر از مشکلات لباس‌های تنگ مشکلات گوارشی است.
در واقع لباس تنگ حرکات دودی (حرکات‌ ‌کرم گونه) دستگاه گوارش را مختل می‌کند و موجب تجمع گاز در معده و نفخ شکم می‌شود‌ ‌که معمولا با درد شکم همراه است.
همچنین پوشیدن‌ لباس‌ زیر تنگ‌ و بدون‌ تبادل‌ هوا باعث افزایش احتمال ابتلا به عفونت مثانه در زنان می‌شود.
یکی دیگر از عوارض لباس‌های تنگ نوعی کهیر به نام کهیر فشاری است. این نوع کهیر در اثر فشار موضعی بر بدن مثل پوشیدن لباس‌های تنگ ایجاد می شود.
معمولا ۴ تا ۶ ساعت پس از پوشیدن لباس تنگ یک تورم عمقی همراه با خارش، سوزش و درد ایجاد می‌شود که پس از ۸ تا ۷۲ ساعت از بین می‌رود. گاهی تب ولرز، ضعف و خستگی و سردرد هم در کنار این عارضه وجود دارد.
[ دوشنبه یازدهم مهر 1390 ] [ <-Ahoo-> ] [ سلامت ]
در موقعیت هایی که زیست می کنیم و ساعت هایی از اوقات فراغت را در انها می گذرانیم پرتوهایی بر تن پراکنده می شود و ان پرتوها اثری از جنس سردی و گرمی در تن پدید می آورند .

این سردی و گرمی باید با موقعیت جغرافیایی ساخت مسکن سازگاری داشته باشد . و برای ایجاد این سازگاری باید مسکن از مواد و مصالحی ساخته شود که طبیعت آن تعدیل کننده مزاج موقعیت جغرافیایی باشد، مثلا برای ساخت مسکن در موقعیت سرد و تر مانند شمال ایران باید از چوب استفاده کرد .

در صورتی که اگر برای ساختن بنا از سیمان و گچ استفاده شود چون مزاج سیمان و گچ خیلی سرد است فرد ساکن در آن ساختمان , دچار سردی فراوان شده و این سردی می تواند موجب بروز بیماریهای سرد مانند رماتیسم , درد اندام و خستگی شود.

ولی بناهای ساختمان در موقعیت های گرمسیری لازم است با گچ و سنگ و سیمان ساخته شود تا گرمای موقعیت جغرافیایی را تعدیل کند.
[ دوشنبه یازدهم مهر 1390 ] [ <-Ahoo-> ] [ سلامت ]
About

درمان و شفا را خداوند در وجود خود انسان نهاده و حال آنکه ما آن را در صفهای طویل نوبت ویزیت و بیمارستانها وبا صرف هزینه هایی گزاف میجوییم!

جهت خرید محصولات معرفی شده در این پایگاه با شماره 09378878200 تماس حاصل فرمائید.

این پایگاه آمادگی دارد محصولات طبیعی و سالم تغذیه ای و بهداشتی شما را خریداری و در اختیار متقاضیان آن قرار دهد. جهت فروش محصولاتتان با شماره ذکر شده با ما در تماس باشید.
Blog Custom